تبلیغات
 شهید سید رضا پژوهی میر حسینی - 4 اصل آمرزش گناهان

4 اصل آمرزش گناهان

بقیه در ادامه مطلب
متأسفانه امروزه کم نیستند آدم هایی که طلبکارانه به خدا نگاه می کنند درحالی که فراموش کرده ایم که ما همواره به خدا بدهکار هستیم.

خداوند در آیه ای از سوره آل عمران می‌فرماید به سوی بخشش خداوند بشتابید و اجابت به دست شما است.

منظور این آیه آن است که ما کاری کنیم که وسیله آمرزش قرار بگیریم و خداوند گناهان ما را نادیده بگیرد و ما را ببخشد.

فقط ائمه اطهار(علیهم السلام) هستند که از گناه دور هستند و معصوم کسی است که حتی فکر گناه را هم نمی‌کند.

انسان به دلیل نداشتن معرفت گناه می‌کند و همه ما قبول داریم که گناه کار هستیم و کوتاهی کرده‌ایم، همین امر برای اصلاح خود و انجام کاری که خدا ما را ببخشد کافی است.

 

4 اصل آمرزش گناهان

انفاق در سختی و فراوانی، خشم خود را فروبردن، عفو یکدیگر و محبت به دیگران چهار اصلی است که انسان با عمل به آنها مورد بخشش خدا قرار می‌گیرد و به بهشت می‌رود.

 

آیا چیزی هست که تو مالک آن باشی؟

اگر گمان می کنی آنچه داری، تو مالک واقعی اش هستی، اشتباه بزرگی کرده ای، و اگر می دانی آنچه داری، مالک واقعی آن نیستی، چرا از آن نمی بخشی؟ و حق خدا و مردم را نمی پردازی تا از وبال و گرفتاری آن روزی که مال و فرزندان به حال کسی نفعی ندارند ـ و جز برای کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا رفته ـ در امان باشی؟

پیامبر عالیقدر اسلام در مقام مقایسه میان فقر و غنا و اینکه کدام یک برای سعادت انسان بهتر است، می فرماید:

«تهیدستی از ثروت بهتر است، مگر ثروت ثروتمندی که از مال خود، قرض اشخاص پریشان حال و مقروض را ادا کند و آنان را از زیر بار قرض و فشار زندگی نجات دهد و به مسلمانان بی بضاعت و گرفتار کمک کند».

انسان در حالت غضب تجلی‌گاه جهنم است و اگر خود را کنترل نکرد شراره این آتش به بیرون سرایت می‌کند و در قیامت با همین آتش خواهد سوخت صدای تنفس و ناله انسان غضب کرده، صدای غیظ آلود جهنم است. و در حال عصبانیت شیطان به انسان بسیار نزدیک است بنابراین شخص عصبانی نباید تصمیم بگیرد و عملی را انجام دهد

خداوند می فرماید چیزی را که شما انفاق می کنید، من عوض آن را می دهم:

(وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ)؛ «و هر چیزی را که در راه او انفاق کنید، عوض آن را می دهد و او بهترین روزی دهندگان است».

پرهیزکاران، انفاق کردن را کم شدن مال نمی دانند، بلکه غنیمت می شمارند، ولی کسانی که از معارف قرآن بهره ای ندارند و از سویی به دنیا علاقه مند هستند، انفاق کردن را غرامت می دانند.

مقدار و اندازه انفاق وابسته به مقدار شناخت و دید و عشقی است که زیربنای آن است.

گاهی انفاق، انفاق رزق است: (انفقوا مما رزقناکم(و) مما رزقناهم ینفقون (که این مرحله مربوط به متقین است).

و گاهی انفاق، در تنگدستی و نداری ها و سختی هاست. بعضی خیال می کنند که انفاق در هنگام دارایی مطرح می شود؛ در حالی که انفاق در نداری ها و سختی ها هم بیان شده است (آل عمران/127؛ طلاق/7).

گاهی انفاق، ایثارگرانه است. حضرت امیر مومنان(علیه السلام) می بیند گرچه خودش سه شب غذا نخورده، اما هنوز طاقت دارد و این فقیر شاید از ضعف بمیرد و یا در برابر فقر از پا درآید و به فسادها و خود فروشی ها گرفتار شود و یا بر اثر این ظرفیت کم، به بی دینی ها و جاسوس گری ها روی بیاورد و یا اینکه خودکشی کند. در اینجاست که ایثار می کند.

 

فروبردن خشم

"کظم" در لغت عربی به معنی گلو یا محل خروج نفس است «کظم فلان» یعنی نفس او بند آمد و ساکت شد.[ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات، ترجمه غلامرضا خسروی،ج3، ص32] "غیظ" هم به معنی خشم و غضب شدید و حرارتی است که انسان آن را از فوران و جوشش خون قلبش می‌فهمد و در می‌یابد.[ همان، ج2، ص974]

اصطلاح «کظم غیظ» یعنی خودداری از اظهار خشم و نگه داشتن آن در دل است.[ همان، ج3، ص33] انسان در روابط اجتماعی با دیگران، بعضاً با عملکرد غلط آنها و خطاهایی دور از انتظار مواجه می‌شود و این باعث عصبانی شدن فرد می‌گردد. در چنین حالتی، وظیفه اخلاقی و دینی انسان این است که خشم را آشکار نکند و به آن ترتیب اثر ندهد.[ نصر اصفهانی، محمد؛ اخلاق دینی در اندیشه شیعی، ص117]

خشم

انسان در حالت غضب تجلی‌گاه جهنم است و اگر خود را کنترل نکرد شراره این آتش به بیرون سرایت می‌کند و در قیامت با همین آتش خواهد سوخت صدای تنفس و ناله انسان غضب کرده، صدای غیظ آلود جهنم است.[ سوره فرقان/12] و در حال عصبانیت شیطان به انسان بسیار نزدیک است بنابراین شخص عصبانی نباید تصمیم بگیرد و عملی را انجام دهد. [خادم الذاکرین، اکبر؛ اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج2، ص402.]

 

راهکارها

از بین بردن غضب ممکن نیست و آنچه مد نظر است شکستن حدّت و شدّت آن است: [علم اخلاق اسلامی (گزیده ترجمه جامع السعادات، پیشین، ص 139].

1. کظم غیظ: فروبردن خشم، آثار بسیار خوبی بر فرد و جامعه دارد. احادیث فراوانی در مدح کظم غیظ وارد شده که نوعی ترغیب در جهت اعمال این صفت پسندیده است، از جمله حدیثی از امام جعفر صادق علیه السلام در این باب نقل شده که می‌فرماید: «هر که خشمی را فرو خورد که اگر بخواهد می‌تواند آن را به کار بندد (و از طرف خود انتقام گیرد) خداوند در روز قیامت دلش را از خشنودی خود پر می‌سازد».[میزان الحکمه، پیشین، ص 4335]

عزت و بزرگی، عدم تحمل فشارهای جسمی و روحی، حفظ وحدت و اخوت دینی و بالاتر از آن جلب رضایت حق تعالی از آثار برجسته فرو بردن خشم است.[ اخلاق دینی در اندیشه شیعی، پیشین، ص 119]

2. ذکر خدا (مانند ذکر اعوذ بالله من الشیطان الرجیم): [سفینة البحار، باب غضب، به نقل از اخلاق در قرآن، ص 294] ذکر لاحول و لا قوة الا بالله و...). [ جامع الاحادیث، ج13، ص472، به نقل از اخلاق در قرآن، ص294]

3. مشغول کردن خود به امری مهم.

4. تغییر حالت بدن (اگر شخص در حالت عصبانیت ایستاده است، بنشیند و اگر نشسته است، برخیزد و...)[ میزان الحکمه، پیشین، ص4339]

عزت و بزرگی، عدم تحمل فشارهای جسمی و روحی، حفظ وحدت و اخوت دینی و بالاتر از آن جلب رضایت حق تعالی از آثار برجسته فروبردن خشم است

ببخشیم!

گذشت و عفو از كسى كه به نادانى یا به خاطر سوء اخلاق و كم ظرفیّتى در حقّ انسان بدى كرده، از اخلاق حق و روش انبیا و اولیاى الهى است.

آیات قرآن مجید از مردم مومن مى‏خواهد كه عفو و گذشت را از برنامه‏هاى جدّى خود قرار دهند؛ روایات باب عفو روایات بسیار مهمى است كه لازم است تمام مردان مومن و زنان مومنه از آن روایات كه از منابع وحى و علم و دانش و بینش و نورانیّت و صداقت و تقوا و فضیلت رسیده مطلع گردند.

رسول خدا صلى الله علیه و آله در یكى از سخنرانى‏هاى خود، خطاب به مردم فرمودند:

ألا اخْبِرُكُمْ بِخَیْرِ خَلائِقِ الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ؟ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ، وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ، وَ الاْحْسانُ إلى مَنْ أساءَ إلَیْكَ وَ إعْطاءُ مَنْ حَرَمَكَ.  [الكافى: 2/ 107، حدیث 1؛ وسائل الشیعة: 12/ 172، باب 113، حدیث 15993]

آیا شما را خبر ندهم به بهترین شیوه‏هاى دنیا و آخرت؟ گذشت از هر كه به تو ستم كرده، پیوست با هر كه از تو بریده، احسان به هر كه به تو بدى كرده و بخشش به هر كس كه از تو دریغ داشته است.

امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت مى‏كند:

عَلَیْكُمْ بِالْعَفْوِ، فَإنَّ الْعَفْوَ لایَزیدُ الْعَبْدَ إلّا عِزًّا، فَتَعافَوا یُعِزَّكُمُ اللَّهُ.[ الكافى: 2/ 108، حدیث 5؛ وسائل الشیعة: 12/ 169، باب 112، حدیث 15984]

بر شما باد به گذشت، عفو و گذشت جز عزّت براى عبد نیفزاید، از هم بگذرید تا خدا به شما عزّت دهد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

قالَ مُوسى: یا رَبِّ، أىُّ عِبادِكَ أعَزُّ عَلَیْكَ؟ قالَ: الَّذى إذا قَدَرَ عَفا .[المحجة البیضاء: 5/ 319؛ منیة المرید: 323]

موسى به پروردگار عرضه داشت: الهى، كدام بنده نزد تو عزیزتر است؟

فرمود: آن كه به وقت قدرت گذشت كند.



تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393 | 03:47 ب.ظ | نویسنده : سیدعمید میرحسینی | نظرات

  • paper | طلا باکس | پایگاه صنعتی